كيست آن شخصي كه آرزومند حيات است و طول ايام را دوست ميدارد تا نيكوئي را ببيند. زبانت را از بدي نگاه دار و لبهايت را از سخنان حيلهآميز. از بدي اجتناب نما و نيكوئي كن. صلح را طلب نما و در پي آن بكوش. چشمان خداوند بسوي صالحان است.
كارهاي بد را تد بير مي كنند و مي گويند تد بير نيكو كردهايم و اين تد بير در اندرون و قلب هر يك از ايشان عميق است.
مرا با شريران و بدكاران نميران كه با همسايگان خود سخن صلح آميز مي گويند و حال آنكه آزار در دل ايشان است.
به خداوند پناه بردن بهتراست از توكل نمودن به آدميان.
به خداوند پناه بردن بهتراست از توكل نمودن به قدرتمندان.
در لزوم نقد پذیری حاکم جامعه (جامعه اسلامی)
و اما ای مردم حق من بر شما این است که مرا در پنهان و اشکار نصیحت و یاری کنید و.......................
علی(ع) نهج البلاغه خطبه34
همانطور که از گفته های علی (ع) بر می آید و امروزه لزوم نقد پذ یری و جوابگو بود ن هر مسئولی از پایین تا بالا به مردم جامعه از اصول و مبانی جامعه دمو کراتیک است ما نوع برخورد دیگری را در جامعه با این موضوع مشاهده می کنیم از بزرگترین انتقاداتی که به ساختار قدرت وارد است همین جوابگو نبودن شخص اول به مردمی است که بر انها حکومت میرود کما اینکه ما شاهد نبوده ایم حتی یک بار هم از شخص رهبر انتقادی یا ایرادی یا حتی سوالی شود. حتی ما یک برنامه سوال و جواب یا مصاحبه روزنامه ای نیز مشاهده نکرده ایم و اینگونه در حاله ای از تقدس و غیر قابل انتقاد بودن و کشیدن خط قرمز حول رهبر و پیوند آن با خدا و پیامبر حربه ای برای فرار از جوابگویی است و زمینه را برای اعمال نظرات یک جانبه و گونه ای از دیکتاتوری در لوای دین یا مردم سالاری ایجاد میکند اگر ما به مسئول بودن شخص حاکم معتقد یم به معنای لغوی کلمه که نیز رجوع کنیم مسئول کسی است که مورد سوال واقع می شود و باید نسبت به کارهای خود و زیر دستانش جوابگو باشد نه تنها به خدا بلکه باید به مردم جامعه نیز پاسخ گو باشد تا در فضایی شفاف و قابل اعتماد امورات جامعه اداره شود.
بر گرفته شده از وبلاگ خاکدان

گفتاري از عيسي مسيح، انجيل متا باب بيست و سوم.
آنگاه عيسي آن جماعت [حاضر در معبد سليمان] و شاگردان خود را خطاب كرده گفت: كاتبان1 و فريسيان2 بر كرسيي موسي نشستهاند. پس آن چه به شما گويند نگاه داريد و بجا آوريد، ليكن مثل اعمال ايشان نكنيد، زيرا ميگويند و نميكنند!. چه بسا بارهاي گران و دشوار را ميبندند و بر دوش مردم مينهند و خود نميخواهند آنها را به يك انگشت حركت دهند!. همهي كارهاي خود را ميكنند تا مردم ايشان را ببينند. حمايلهاي خود را عريض و دامنهاي قباي خود را پهن ميسازند و بالا نشستن در ضيافتها و كرسيهاي صدر در كنايس3 را دوست ميدارند و تعظيم در كوچهها را و اين كه مردم ايشان را آقا آقا بخوانند!.
واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار كه درب ملكوت آسمان را به روي مردم ميبنديد، زيرا خود داخل آن نميشويد و [از اين رو] داخل شوندگان را از دخول مانع ميگرديد. واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا خانههاي بيوه زنان را ميبلعيد و از روي ريا نماز را طويل ميكنيد. از آن رو عذاب شديدتر خواهيد يافت. واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا كه بر و بحر را ميگرديد تا مريدي پيدا كنيد و چون پيدا شد، او را دو مرتبه پستتر از خود وارد جهنم ميسازيد.
واي بر شمااي كاتبان و فريسيان رياكار، كه نعناع و عدس و زيره را عشر4 ميدهيد و اعظم احكام شريعت يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك كردهايد. ميبايست آنها را بجا آورده اينها را نيز ترك نكرده باشيد.
أي راهنمايان كور كه پشه را صافي ميكنيد و شتر را فرو ميبريد5 واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار، از آن رو كه بيرون پياله و بشقاب را پاك مينماييد در صورتي كه درون آنها مملؤ از جبر و ظلم است. أي فريسيي كور، اول درون پياله و بشقاب را طاهر ساز تا بيرونش نيز طاهر شود.
واي بر شما أي كاتبان و فريسيان ريا كار كه همچون قبرهاي سفيد شده ميباشيد كه از بيرون زيبا مي نمايد، ليكن درون آنها از استخوانهاي مردگان و ساير نجاسات پر است. همچنين شما نيز ظاهرا به مردم عادل مي نماييد، ليكن باطنا از رياكاري و شرارت مملؤ هستيد.
۵- در شريعت يهوديان چندين چيز خوردنش حرام و ممنوع است. كوچكترين آنها از نظر جسه پشه است و بزرگترين آنها شتر.
بسم الله الرحمن الرحيم
مدعوين شب گذشته در برنامهي گفتگوي بعد از خبر شبكه 2 سيما، دو نفر از يهوديان سنتگراي شديدا ارتدوكس بودند كه عنوان ميشد از روحانيون مخالف كشور اسرائيل هستند.
ترتيب دهندگان اين برنامه و برنامههاي مشابه، يا از فرهنگ يهوديت اطلاع درستي ندارند، يا تنها در صدد خوراك تبليغاتي براي بينندگان داخلي هستند تا چنين القاء كنند كه مشروعيت اسرائيل حتي از نظر روحانيون يهود نيز زير سوال است. اما به نظر ميرسد كه هر دو مورد صادق است. به اين معنا كه هم ميخواهند خوراك تبليغاتي دهند و هم از فرهنگ يهوديت بياطلاعند. از اين رو برآن شديم تا توضيحي مختصر در اين باره ارايه كنيم.
در برنامهي مذكور مهمانان، خاخام معرفي شدند. اولا اين لفظ اصالتا غلط است و تلفظ و نوشتار درست آن «حاخام - חכם» است نه خاخام. گذشته از اين حاخام لفظ مستعمل غلطي است كه در ايران بكار برده ميشود و لفظ كلي روحاني يهودي «تلميد حاخام- תלמיד חכם» است كه تنها به رهبر مذهبي يهوديان گفته ميشود نه به هر شخص روحاني. روحانيون يهودي از نظر رتبهبنديهاي مذهبي يهود، عبارت است از «راو- רב» و «هاراو هاراشي- הרב הראשי» كه مدعوين محترم جزء هيچ يك از اين رتبهبنديها نيستند. دوما، لباس و آرايش سر و صورت مهمانان نشان از آن داشت كه اينان «حاخام» نيستند، بلكه جزء دستهي كوچكي از يهوديان هستند كه «نطوري قرتا- נטורי קרתא» به معني نگهبانان(پاسبانان) شهر خوانده ميشوند. يعني به هيچ عنوان مسند روحاني در ميان يهوديان ندارند. تشخيص اين موضوع براي غير يهوديي كه آشنايي با فرهنگ و سلسلهبنديهاي روحاني در ميان يهوديت ندارد سخت است، ولي خود يهوديان اين را تشخيص ميدهند. بنا براين ترتيبدهندگان برنامه يا اصلا از اين مسايل آگاهي نداشتند ويا تعمدا، پاسبان را ميخواهند روحاني قالب كنند آن هم براي غير يهودي!!.
از اين گذشته، تمامي يهويان بر اين اعتقادند كه سرزمين فلسطين، سرزمين پدري آنان است و بايد به آن بازگردند. منتها اختلاف در نحوهي بازگشت است.
مهمانان نِطوري قَرتاي شب گذشتهي گفتگوي بعد از خبر شبكه 2 سيما از افراد معدود يهودي هستند كه با ديگر يهوديان در مورد نحوهي بازگشت به سرزمين پدري اختلاف دارند و معتقدند كه تشكيل كشوري به نام اسرائيل بايد به دست منجيشان «ماشيح- משיח» (يعني مسيح)انجام گيرد. اتفاقا اين حضرات بسيار متعصبتر از يهوديان ديگر بوده و علي رغم سينهأي كه براي فلسطينيان چاك ميكنند، اصلا معتقد به حق و حقوقي براي فلسطينيان نيستند و معتقدند تشكيل كشور اسرائيل به دست غير منجي، تنها باعث ميشود كه غير يهويان نيز در آن سرزمين سكنايي داشته باشند. اينان همانهايي هستند كه به ايجاد كشور اسرائيل بزرگ (از نيل تا فرات) معتقدند و از اين رو با ايجاد كشوري به نام اسرائيل در مسافت و مرزهاي كنوني مخالفند. اين مخالفت از اين بابت نيست كه براي فلسطيني جماعت دلسوزي ميكنند، بلكه از آن جهت است كه براي غير يهودي حقي در آن سرزمين قايل نيستند.
اينان همانهايي هستند كه به يهودي ستيزي دامن ميزنند و اگر خوب دقت شود ممكن است دست آنان را در يهودي كشي جنگ دوم جهاني نيز بيابيم. اينان اميد دارند تا حد امكان يهوديان در سراسر دنيا مورد شكنجه و آزار قرار گيرند تا به خيال خود منجيشان ظهور كند و آنان را به سرزمين پدري باز گردانده و غير يهودي را از آن سرزمين بيرون بريزد!.
مشابه اين حضرات را خودمان داريم. طرفداران انديشهي حجتيه، بديل بيمثال اين نگهبانان شهر يهودي هستند. حجتيهها نيز معتقدند تشكيل حكومت اسلامي در دوران عيبت امام معصوم(ع) كاري اشتباه است و باعث عقب انداختن ظهور منجي آخرالزمان خواهد شد. حجتيهها معتقدند كه بايد فساد عالم را بگيرد و شيون از زن و مرد و كودك شيعه به آسمان بلند شود تا امام زمان(ع) ظهور كند و براي آنكه به خيال خود، ظهور امام دوازدهم (ع) را تعجيل بخشند، هر گونه مقاومت و ظلمستيزي را نفي ميكنند و چنانچه دستشان برسد، به ظلم و فساد دامن ميزنند.
امام خميني(ره) با جماعت حجتيه شديدا برخورد كرد زيرا به خطرناكي افكارشان وقوف يافته بود. متاسفانه چنين به نظر ميرسد كه اكنون برخي گرايشات افكار حجتيه در ميان لايههايي از نظام رخنه كرده كه هوشياري مسئولين را ميطلبد. انتشار گفتههايي در برخي محافل مبني بر ظهور امام زمان(ع) در دوسال آينده!!، يك شوخي نيست و ريشه در افكار حجتيهگونه دارد و بايد با آن شديدا مقابله كرد. زيرا كشور و مردم را به ورطهي هلاك و نابودي خواهد انداخت.
مشخص نيست در زماني كه كشور داراي مشكلات عديدهي اقتصادي، سياسي و اجتماعي ميباشد؛ چرا مسئولين نظام بجاي رفع منطقي مشكلات كشور با دعوت از افرادي كه هيچ جايگاه اجتماعي سياسي و ديني در ميان پيروان دين خود ندارند، بر تنشهاي موجود دامن زده، كشور را به سوي بحران سوق ميدهند؟!.
شايد اينگونه تبليغات در داخل كشور اثر داشته باشد. ولي بايد توجه كرد كه دعوت چند شهروند يهودي عادي و قالب كردنش به عنوان روحاني يهودي، در خارج از كشور تاثير نامطلوبي خواهد گذاشت.
جاي بسي تعجب است با آنكه شخصي چون آقاي يوسف همداني كهن، مرجع مذهبي كليميان ايران، در كشور وجود دارد چرا مسئولين فرهنگي و رسانهأي به سراغ افراد متعصب عاديي ميروند تا با جعل عنوان آنان را روحاني معرفي كنند!!؟.
بهتر است مسئولين فرهنگي و رسانهأي كشور در تهيهي برنامههاي فرهنگي، سياسي دقت لازم را مبذول نمايند تا بيجهت مستمسكي به دست رسانههاي خارجي ندهند.
بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
اسلام كلمهاي است كه در مقاطع مختلف زماني مورد استفاده افراد، گروهها و حكومتهاي متفاوتي قرار گرفته. در دوران كنوني نيز اين كلمه توسط افراد، گروهها و دولتهاي گوناگون در گوشه و كنار اين جهان به كرات مورد استفاده قرار ميگيرد. كلمه اسلام بيانگر مجموعهاي از عقايد و دستورات الهي است كه امروزه ما اين مجموعه را در چهار چوب كتاب و سنت تعريف ميكنيم. اما آنچه قابل تامل است اين ميباشد كه چرا اين كلمه و اين مجموعه، تعاريف مختلف و بعضا متضاد دارد. از اين رو قصد دارم در اين جلسه در خصوص اين كلمه به صورت كلي بحثي داشته باشم و انشاءالله در جلسات آينده در خصوص جوانب و جزئيات آن به طور مفصل بحث كنم
از گوشه و كنار شنيده ميشود كه در سفر اخير دبير سياسي حماس آقاي خالد مشعل به تهران، از سوي ايران مبلغ دو ميليارد دلار به آن سازمان كمك مالي شده است و اين در حالي است كه از برخي محافل، به گوش ميرسد كه نرخ تورم در سال 85 ، 24% و تعداد بيكاران به بيش از يازده ميليون نفر خواهد رسيد. بديهي است كه كمك كردن به كشورهاي ضعيف، گذشته از دستورات ديني، امري انساني است. ولي اين كار در زماني واجب است كه ابتداء مردم ضعيف داخل كشور مورد رسيدگي قرار گيرند و چنانچه مازادي بود به ديگران كمك شود.
به قول معروف:
چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است
پرداخت اين گونه مبالغ به كشورهاي ديگر حتي اگر عنوان صدقه نيز داشته باشد، تا زماني كه در داخل كشور نيازمندان بسياري مستحق كمكهاي مالي هستند، نه عقلاني است و نه شرعي.
اميد است مسئولين نظام در اتخاذ تصميمات خود بيشتر دقت نظر به خرج داده، انتظار نداشته باشند مردمي كه خود دچار هزاران مشكل هستند، بهاي سياستهاي ناسنجيده را بپردازند.
بنام كسي كه حق را شناخت و بجاي آورد، عدل را شناخت و برقرار كرد، نيكي را رواج داد و محبت را آموخت
وبلاگ گروه تبليغي صلح براي همه، هنوز دو ماه و اندي از راهاندازيش نگذشت كه مشمول مهرورزي!! قرار گرفت و فيلتر شد.
اين امر نشان داد كه ما در انجام وظيفهي خود كه همانا آگاهي دهي كاربران اينترنتي، كه عموما جوان هستند در حد خود موفق بوديم.
شكي نيست كه ترويج افكار صلحطلبانه واحترام گذاشتن به مخالف و همزيستي مسالمتآميز، بر برخي از كساني كه جز نفرت و كينه، خشونت و تعصب، جنگ و خونريزي و… را طالباند، خوشآيند نيست.
فيلتر كردن وبلاگ گروه تبليغي صلح براي همه ما را بر آن داشت تا با عزمي راسختر در راه ترويج صلح، دوستي و همدلي قدم برداريم. چرا كه زندگي آرام مستلزم دوستي و همدلي است.
به همين منظور اين وبلاگ جديد را راهاندازي كرديم تا با عنايت ايزد منان و همراهي و همدلي شما عزيزان بار ديگر نداي دوستي، عشق، همدلي، احترام و نوعدوستي را سر دهيم.
و تا فيلتر شدن مجدد!! فرياد برآريم كه: بيايم پيش از آنكه عالم باشيم، دانشمند باشيم، كارگر و كارمند باشيم، كاسب و تاجر باشيم، سياستمدار و سياستگذار باشيم، انسان باشيم، انسان باشيم، انسان باشيم.
بگذار تا اين سخن بر هر كوته نظري ناخوشايند باشد.
به اميد پروردگار مهربان و همدلي ياران با محبت، پس از كوتاه مدتي، مجددا فعاليتمان را در اين وبلاگ آغاز خواهيم كرد.
خوش و سر بلند و پيروز باشيد.
گروه تبليغي صلح براي همه
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|