اخیرا سایت www.ahmasumi.com امکاناتی را برای کاربران اینترنتی فراهم کرده تا هر فردی با هر عقیده و دینی، نظرات، اندیشه ها و سوالات خود را با دیگر کاربران مطرح نموده و به تبادل افکار بپردازند.
کاربران می توانند با ثبت نام در انجمن سایت از امکانات مختلفی مانند وبلاگ شخصی، گالری عکس و...استفاده کنند.
این امکانات موقعیت منحصر بفردی را برای کسانی که می خواهند نظرات و عقاید خود را با کاربران بیشتری در میان بگذارند ایجاد کرده که ضمن تبادل افکار و آراء در بین کاربران اینترنتی، مطالب و نظرات خود را در حدود وسیعتری مطرح نموده و بدون هیچ محدودیتی افکار و نظرات خود را به اطلاع بسیاری از متخصصین و شخصیتهای فرهنگی، دینی و سیاسی در داخل و خارج کشور برسانند.
شايد كمتر كسي باشد كه اين شعر « دوباره ميسازمت، وطن» شاعره توانمند بانو سيمين بهبهاني را نشنيده باشد.
اين شعر گر چه برگرفته از حس وطنپرستي و دغدغههاي متعددي است كه بانو بهبهاني داشته و دارد و اين مهم در اكثر اشعارش هويداست، اما با كمال احترام به شاعره ارزشمند ايران- بانو بهبهاني- بايد عرض كرد كه: ساختن وطن با خشت جان ممكن نيست بلكه با شعور، درك اجتماعي – سياسي و استفاده از علم امكان پذير است.
بدهي است اين گونه اشعار كه مايهأي حماسي دارند، هميشه در جامعهي ايراني مورد استقبال قرار گرفته و ميگيرد. در اين رفتار هيچ اشكالي نيست. اشكال آن زمان پديد ميآيد كه ما ايرانيان در خواستههاي خود به شعار و غلوگويي ميپردازيم و به جاي پيروي از شعور به شعار پناه ميبريم.
ما ايرانيان اگثرا در هرچيز مصرف كننده هستيم. از توليدات صنعتي بگيريد تا فكر كردن. ما عادت به فكر كردن نداريم و هميشه كاري ميكنيم تا ديگران بجاي ما فكر كنند. در طول تاريخ؛ از اين قسمت، ضربههاي فراواني خوردهايم. بخصوص در امر حكومت.
به اين گوشهأي از تاريخ ايران توجه كنيد. زرتشت پيامبر ايران باستان، سالها مردم را ارشاد كرد و سعي نمود تا آنان را به نيك انديشي و نيك كرداري و نيك گفتاري راهنمايي كند. اما از تبليغ خود طرفي نبست و كسي به حرفهايش گوش فرا نداد و مورد توهين و ستم نيز واقع شد. اما. اما همين مردم، تا پادشاه به زرتشت ايمان آورد بدون جروبحث، ايمان آوردند و شدند زرتشتي.
به همين راحتي.
اكنون ما با مردم دوران زرتشت هيچ فرقي نكرديم. هركس در بالا نشست و گفت خوب است؛ همه ميگويم خوب است!!. اگر گفت بد است همه ميگويم بد است!! و…
تا روزي كه اين رفتارمان را تغيير ندهيم هميشه دچار مشكل خواهيم بود و نهتنها وطن را نخواهيم ساخت، بلكه با خشت جان خود سكوي قدرتي براي ديگران بنا خواهيم كرد تا با استخوانهاي ما عمود و سقف خيمهي قدرت خود را مستحكم كنند. كاري كه تا كنون كردهايم.
ما ملتي هستيم كه معايب بسيار داريم ولي هيچگاه به آن فكر نميكنيم. هرگاه پذيرفتيم كه اين معايب را داريم و در صدد رفع آنها برآمديم خواهيم ديد كه به بسياري از آن چيزهايي كه ديگر ملل دارايش هستند خواهيم رسيد.
ما ملتي شخصيت پرست و بت تراشيم. هركداممان خود را ميپرستيم و از اين روست كه انتقادپذير نيستيم ولي انتقاد كنندهي خوبي ميباشيم. حاكمان نيز پرورش يافتهي اين فرهنگ شخصيت پرست هستند به همين خاطر حاضر به شنيدن انتقاد نيستند. اگر ميخواهيم حاكماني دمكرات داشته باشيم، ميبايست ابتداء خود دمكراسي را بياموزيم؛ زيرا بسياريمان در محيط خود، ديكتاتوراني كوچكيم.
خواننده عزيز؛ اكنون كه اين نوشتار را ميخواني؛ به حالت خود توجه كن. اگر از اين گفتار به فكر فرو رفتي، مطمئن باش كه چشمت به سوي واقعيات درونيت گشوده شده. و اگر عصبي شدهأي و اين گفتار را توهين به ملت ايران ميداني، بايد به خود آيي و چشمت را بسوي واقعيت باز كني، چرا كه تو نيز دچار خودپرستي هستي.
چندي پيش فرماندهي نيروي انتظامي سخن از برخود با مسئله بدحجابي كرد. در اين راستا نيز تعدادي از زنان كه عنوان شده خانوادهي شهدا بودند در مقابل ساختمان مجلس به تظاهرات برداختند و خواستار برخورد قاطع دولت با بدحجابي شدند. اين مسئله باعث گرديد تا براي يادآوري، نظر خوانندگان گرامي را به خلاصهأي از مبحث حجاب كه برگرفته از سخنراني آيه الله تهراني، تحت عنوان «
حقوق زن از ديدگاه قران» است و در سال 1383 ايراد گرديده مجددا جلب نماييم. اميدواريم كه مسئولين فرهنگي كشور بجاي مبارزه با معلول در صدد رفع علت باشند.حجــاب
سؤال: چرا زن بايد حجاب داشته باشد؟ جوابي كه تا كنون شنيدهايم: حجاب زينت زن و نشانه عفت و پاكدامني اوست. همه چيز دست به دست هم داده تا فقط عفت و پاكدامني زن حفظ شود! پس عفت و پاكدامني مرد چه؟ ظاهرا مرد هر كاري كند خدشهاي به پاكدامنيش وارد نميآيد! اما موضوع چيز ديگري است كه سعي ميكنم مختصرا توضيح دهم.
آيهي حجاب در سورهي نور آيه 31 آمده. اما آيهي قبل چنين ميفرمايد: قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ان الله خبير بما يصنعون. يعني: به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشند و اندامشان را محفوظ دارند كه اين براي پاكيزگي شما بهتر است و البته خدا به هر چه كنيد كاملا آگاه است. اين كه ميفرمايد چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانيد يعني چه؟ آيا منظور همين است كه میگويند؟ كه نبايد به نامحرم نگاه كرد؟ كاري كه اگر خوب نگاه كنيد اكثر كساني كه مذهبي هستند انجام ميدهند. يعني سرشان را پايين مياندازند و به زنان نگاه نميكنند. حتي زماني كه با زني صحبت ميكنند يا سرشان پايين است يا به جاي ديگري نظر مياندازند. چنانچه بپرسيد چرا اين گونه رفتار ميكنيد؟ ميگويند: بايد از نگاه كردن به زن نامحرم پرهيز كرد چون ممكن است شيطان انسان را وسوسه كند. خوب توجه كنيد ما داريم به اين وسيله غير مستقيم مردانمان را هيز بار ميآوريم. ما به جوان خود غير مستقيم القاء ميكنيم كه اگر به زن نامحرم نگاه كردي بايد شهوتي شوي. اگر شهوتي نشدي به مردي خود شك كن. معني اين كار همين است، آيا چيز ديگري از اين اندشيه برداشت ميشود؟. در صورتي كه قرآن نميگويد نگاه نكن. ميگويد نگاه ناروا نكن. يعني زني كه بر تو نامحرم است (كه عرض ميكنم نامحرم يعني چه) را به ديد خواهر و يا مادر خود بنگر. اين آن فرهنگي است كه قرآن ميخواهد به ما بياموزد نه هيزي و چشمچراني. اين گونه تفسيرهای ناصحیح از دین، جامعه را بجای آن که به سوی سعادت سوق دهد، به سوی فلاکت راهی خواهد کرد. چنانچه كرده است. روايت معروفي است كه ميگويد: «الانسان حريص علي ما منع» يعني «خصلت انسان به گونهأي است كه اگر او را از چيزي منع كني حريصتر ميشود» مولانا در كتاب «فيه ما فيه» در مورد اين روايت مثال جالبي زده. ميگويد: «اگر شما تكه ناني خشك را در پارچهأي بپيچيد و سعي كنيد آن را در پشت خود از دست رسي ديگران مخفي كنيد، مردم جمعا تحريك ميشوند تا بدانند در ميان آن پارچه چيست. در حالي كه اگر همان تكه نان را در گوشهأي از كوچه بگذاريد هيچ كس حتي توجهأي به آن نميكند». كاري كه ما با زنان انجام ميدهيم همين است. حجابي كه براي فرهنگ سازي استفاده نشود تنها جامعهأي هيز و چشم چران ببار ميآورد. به كسي بر نخورد؛ قالب كساني كه نظري افراطي به موضوع حجاب دارند، اشخاص ضعيفالنفسي هستند و در مقابل زن ضعف دارند. از اين رو براي اينكه خود وسوسه نشوند، از زنان ميخواهند خود را بپوشانند. جالب اين است كه هيچ يك از اين مردان اين ضعف خود را عيب نميداند. واقعا عجيب است.اين فرهنگ هيز پرور و چشمچران الآن درست نشده، متعلق به سالها و قرنها قبل است. اساسا در جوامع بسته هيزي و فحشا بسيار است. حالا نگوييد كه فحشا در كشورهاي غربي كم نيست. بله در آنجا نيز فحشا و هيزي هست، اما مطمئن باشيد به اندازهي اينجا نيست. كافي است از كساني كه در كشورهاي غربي زندگي ميكنند سوال كنيد. تازه كشورهاي غربي داعيهي مدينهي فاضلهي ديني ندارند. بهر حال در آیه حجاب خداوند در ابتداء به مردان نصيحت می کند و سپس زنان مومن را مخاطب قرار داده و ابتداء همان نصيحتی را که به مردان کرده تكرار می کند که: چشم خود را از نگاه ناروا باز دارند. اینجا یک نکته قابل توجه وجود دارد و آن این است که بر خلاف تفکر برخی که تصور می کنند فقط مردان هستند که وسوسه می شوند؛ قرآن زنان را دارای احساس میداند و از این رو به آنان توصیه می کند که از نگاه ناروا (که عرض کردم یعنی چه) حذر کنند. البته هیچ اشكالی بر آن عزیزان نیست چون غالباً گويندگان مرد هستند و متاسفانه به خود هم زحمت نمی دهند تا دريابند که زن هم مانند مرد دارای احساس است و با نگاه ناروا وسوسه می شود. خانمها عرض بنده را تایید خواهند کرد. سوال بفرمایید؛ خودتان خواهيد ديد که درست می گویم. اين آقايان هم مشخص است كه به كوچكترين چيزي عنان از كف ميدهند. به همين جهت قياس به نفس ميكنند و همه را مثل خود ميپندارند و با آن اعمال غير اصولي مردان را مثل خود هيز بار ميآورند. شما به فيلمهايي كه از سيما پخش ميشود نگاه كنيد. بعضي صحنهها را طوري ويرايش ميكنند كه اگر گردن زني معلوم است، ديده نشود. والله فاجعه است. آن مردي كه با ديدن گردن زني در تلويزيون تحريك شود بايد خود را به روانشناس نشان دهد. اين گونه افراد حق ندارند در مورد مقام زن حرف بزنند، زيرا نگاهشان نسبت به زن مشخص است. خداوند تمامي مريضهاي اسلام را شفا دهد. علی ایحال؛ آن چه که مورد اختلاف شده دنباله آیه است که دستور می دهد تا زنان سر و گردن و بدن خود را بپوشانند. اشكال گيرندگان می گویند که این دستور به زنان ظلم کرده و آنان را در محیط اجتماعی محدود کرده است و به این وسيله بین زن و مرد فرق گذاشته است. خب عزیزم بین زن و مرد فرق است. اگر به زن میگوید خود را بپوشان، نه از بابت این است که چون تو از مرد پایینتر هستی باید این كار را بکنی؛ بلکه از این جهت است که مردان را می شناسد. مردان نسبت به زنان خوددار نیستند و این یک ضعف مردان است. مسئله حجاب زن از جهت ضعف مردان است نه از جهت مقام زن. بنده تا حال نديده و نشنيدهام که زنی به دنبال مردی افتاده باشد. ولی برعكسش را بسيار ديدهایم. زنان در كنترل احساسات خود از مردان قوی ترند. خب این فرق نیست؟ حالا نگوید: ای آقا در كشورهای اروپایی اصلاً این حرفا نیست. عزیز من هر كشوری فرهنگ خود را دارد و نمیشود طبق فرهنگ كشوری خاص برای دیگر كشورها نسخه پیچید. چنانچه نمی توان طبق فرهنگ ایرانی یا عربی برای اروپایی نسخه پیچید. ایراد ما این است که بدون توجه به فرهنگ غالب بومی می خواهيم نسخه پیچی کنیم. دست آخر همین میشود که الآن گرفتارش هستيم. سالها فرهنگ عربي را بين مردم رايج كرديم كه هيچ سنخيتي با فرهنگ ايراني نداشت. بعد فرهنگ غربي را رواج داديم، كه آن با فرهنگ عربي در تضاد بود. خلاصه الآن ايراني همه جور فرهنگي دارد بجز فرهنگ ايراني. اين تفرق فرهنگي باعث شده كه اكنون مردم در عرصههاي مختلف دچار مشكل شوند. اگر این واقعیت را درک کنیم که مردان ما در مقابل زن ضعیف هستند؛ و ما هم با خط دهی غلط به جای رفع ضعف؛ آن را تشدید میکنیم، شاید خیلی از مسایل حل بود. ولی متاسفانه چنین نیست و ما بجای آن که جامعه را به سوی خواسته قرآن سوق دهيم؛ به سوی تفسيرهای غلط خود از قرآن راهنمایی می کنیم و با چنین روشی نتيجه مشخص است. همینی می شود که میبینیم. جامعهأي هيز و چشمچران درست ميكنيم كه زن وسيلهأي است براي هوسراني مرد. با زور هم هيچ مشكلي حل نميشود. رضاشاه با زور نتوانست حجاب از سر زنان بردارد، جمهوري اسلامي نيز نميتواند به زور زنان را محجبه كند. مخلص كلام اينكه: حجاب، سپری است در مقابل ضعف مردان. حالا اگر این ضعف را با فرهنگسازي در مردان توانستيم رفع کنیم؛ آن زمان مسئله حجاب منتفی است چنانچه قرآن در سوره نور آیه 60 به این مسئله اشاره کرده است.
عكس فوق، تصوير دو صفحهي آغازين كتاب مقدس انجيل است كه به زبان انگليسي و با طلاي 24 عيار نوشته ميشود.
خطاطي آن توسط آية الله معصومي تهراني و تذهيب و نگارگري آن به دست هنرمند گرامي آقاي مهدي بهمن انجام ميگيرد.
اين كتاب نفيس كه به منظور صلح و احترام به عقايد و اديان نگاشته ميشود از جمله مجموع كتب خطي است كه در اختيار گروه تبليغي صلح براي همه قرار خواهد گرفت.
به گفتهي آية الله معصومي تهراني و آقاي مهدي بهمن، نگارش و تذهيب اين كتاب ممكن است 7 سال ديگر به تمام برسد كه تعداد صفحات آن حدود 3000 صفحه خواهد بود و مقدار طلايي كه در أين كتاب بكار خواهد رفت بيش از 200000 ورق طلاي 24 عيار تخمين زده ميشود.
اين كتاب را در عيد پاك پيشاپيش به تمامي برادران و خواهران مسيحي تقديم ميداريم و بر اين هنرمندان پاك سرشت كه با زبان هنر در اين عصر پرآشوب براي صلح تلاش ميكنند درود ميفرستيم.

سالروز ميلاد پيامبر اكرم، محمد بن عبدالله(ص) بر تمامي مسلمانان مبارك باد.
دوستان عزيز در مجلهي شعر، اين متن را برايمان ارسال كردهاند.
دوستان عزیز
لطفا" متن اعتراض را بخوانید و در انتشار آن ما را یاری کنید.
با سپاس
پرهام شهرجردی
اعتراض به تخریبِ سنگِ قبر احمد شاملو
http://ahmadshamlu.poetrymag.info
سنگ ِ قبر احمد شاملو را تخریب کردهاند. تکهای از امضایش به یغما رفته است. سنگ قبر سمبل است، نشانه است، نشانیست از احمد شاملو برای امروز - آنهم چه روزی ! - برای فردا. تا وقتی که اندیشه هنوز معنایی داشته باشد.
سنگ ِ قبر احمد شاملو را شکستن، هر شکستنی نیست. بیحرمتی به سنگ قبر شاملو، هر بیحرمتیای نیست. و این ربطی به نام ِ شاملو ندارد، بی حرمتی به میراثیست که با نام ِ شاملو معنا میدهد: اندیشهی مستقل، اندیشهی متعهد، اندیشهی جستوجوگر.
این روزها که سکوت راه را برای تجاوز هموار کرده، صدایمان را رسا میکنیم. این تکه سنگی در بیابان نیست که میشکند، امروز و فردای اندیشههای ماست که خش برمیدارد. نگذاریم بشکند، نگذاریم.
همصدا میشویم، حافظ میشویم، حافظه میشویم و تجاوز به میراث فرهنگیمان را محکوم میکنیم.
برای همصدا شدن، برای افزودن نامتان، ایمیلی به contact@parham.ir ارسال کنید
عكس فوق تصوير صفحهي آغازين كتاب تورات است كه توسط آيت الله معصومي تهراني خوشنويسي گرديده و تذهيب و طلاكاري آن را هنرمند گرانقدر استاد مهدي بهمن انجام داده است.
اين كتاب كه در اندازهي 57 × 44 است مجموعا 590 صفحه ميباشد كه تمامي صفحات آن تذهيب و طلاكاري گرديده است. مقدار طلاي بكار رفته در اين كتاب 15000 ورق طلاي 24 عيار ميباشد. زبان كتاب فارسي و به خط نستعليق نوشته شده است.
كتاب تورات مزبور گذشته از هنر بكار رفته در آن،اولین و تنها كتاب توراتي است كه توسط دو نفر مسلمان نگارش و تذهيب گرديده است.
نگارش و تذهيب اين كتاب به منظور اقدامي نمادين براي احترام به عقايد و اديان غير مسلمانان، صلح و نوعدوستي بدون در نظر گرفتن عقايد ديني انجام گرفته كه نگارش آن در سال 2001 ميلادي به اتمام رسيد و به جوامع بشري اهداء شد و مورد استقبال بسياري از انديشمندان و صلحطلبان جهان قرار گرفت.
اما متاسفانه در ايران اين اقدام مورد بيمهري واقع شد.
اين كتاب ارزشمند، يكي از چند كتاب ارزشمندي است كه توسط اين هنرمندان به رشته تحرير درآمده و فعلا در اختيار گروه تبليغي صلح براي همه است تا در زمان مناسب به يكي از كتابخانههاي معتبر جهت نگهداري انتقال يابد.
براي ديدن ديگرتصاوير اين كتاب اينجا را كليك كنيد.
سال گذشته در چنين شب و ساعتي پاپ جان پل دوم رهبر مذهبي مسيحيان كاتوليك درگذشت.
پاپ جان پل دوم شخصيتي بود كه در طول 26 سال تصدي مقام پاپي خود، توانست با فعاليتهاي صلح طلبانهي خويش، محبوبيتي خاص در ميان اكثر جوامع پيدا كند. او گذشته از اينكه اولين پاپ غير ايتاليايي بود، اولين رهبر مذهبييي بود كه در حد توان خود با فرق اديان مختلف تماس برقرار كرد و طرح گفتگوي اديان و احترام به عقايد و مذاهب ديگر را ارايه داد. او، فردي كه قصد جانش را كرد، پدرانه در آغوش كشيد و به هر كشوري كه وارد شد به احترام مردم آن كشور سجده كرده خاك آنجا را بوسيد. رفتار انساندوستانه و صلحصلبانهاش او را در ميان پيروانش بدل به قديسي در عصر حاضر نمود و در ميان دشمنانش شخصيتي مورد تكريم و احترام.
يادش گرامي باد و راهش مستدام.
دوست عزيزي در بخش نظرات، مطلبي نوشته است به اين مضمون:
سلام .
/روزی پيامبر -ص- در حال بازدید از اسرا بوده که می خندد . می پرسند چرا[ميخنديد]؟ می فرمایند : به این میخندم که می خواهم این ها را به زور به بهشت ببرم ولی خودشان نمی خواهند
مطلب فوق اگر چه يك اظهار نظر شخصي است ولي چون از افراد ديگري، مطالبي مشابه شنيده ميشود؛ احتياج به توضيحي مختصر دارد تا هم اين دوست عزيز و هم ديگر عزيزان ناخواسته به اشتباه نيفتند.
ايشان به روايتي اشاره كرده كه با آنكه منبع آن را ذكر نكردهاند، ولي از نظر علم درايه (بررسي و متن شناسي احاديث) به سادگي ميتوان دريافت كه اين روايت، روايتي مجعول است. زيرا:
اولا پيامبر اكرم(ص) به اقرار قرآن مجيد وظيفهاش تنها ابلاغ وحي و دستورات الهي بوده و هيچ نقشي در هدايت افراد ندارد «و ما انت الا البلاغ المبين». بديهي است كه پيامبر(ص) اشتياق بسياري براي هدايت يافتن مردم داشته است، بگونهأي كه خود را به مشقت ميانداخته. اما آيات قرآن به پيامبر (ص) متذكر شده كه براي هدايت مردم به خود زحمت ندهد و تنها به وظيفهي خود كه بيان وحي است بپردازد. زيرا هدايت در دست خداست و پيامبر(ص) با تمام اشتياقش براي هدايت مردم؛ نقشي در اين خصوص ندارد.
دوما، پيامبر(ص) طبق قرآن «وكيل» مردم نيست(و ما انت عليهم بوكيل) چه رسد به اينكه بخواهد مردم را به زور وادار به ايمان آوردن نمايد. گذشته از اينكه در قرآن به پيامبر(ص) فرموده: تو را به رسالت نفرستاديم تا حفظ كننده مردم باشي (و ما ارسلناك عليهم حفيظا) و يا بر مردم جبر كننده نيستي( و ما انت عليهم بجبار) با وجود اين تاكيدات چگونه پيامبر (ص) ميفرمايد كه: ميخواهم اينها را به زور به بهشت ببرم؟!!!. مگر بهشت زوري است؟! و ميشود كسي را به زور وارد بهشت كرد؟!!.
سوما، اسلام بر خلاف برخي كه سعي دارند آن را ديني بر اساس زور معرفي كنند؛ و برخي از بظاهر مسلمانان نيز با رفتار ناصحيح خود بر اين انديشه صحه ميگذارند، ديني است بر اساس منطق و اصول عقلاني. هر انديشهأي كه بر اساس منطق استوار باشد سعي در تبليغ و ترويج خود بوسيلهي زور ندارد، زيرا انسان پيرو منطق است و اين امري است كه قرآن به آن اشاره دارد، آنجايي كه ميفرمايد: به بندگان مژده بده. آن كساني كه سخنان را گوش ميدهند و از بهترين آنها پيروي ميكنند(فبشر عباد الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه). پيامبر اكرم(ص) در طول رسالت خود هيچگاه سعي نكرد تا به زور كسي را وادار به پذيرش انديشهاش كند و اگر جنگي نيز نمود از بابت دفاعي بود نه تبليغي. حال اگر بعد از پيامبر(ص) عدهأي متعصب كور سعي كرده و ميكنند افكار و آراء خود را به نام دين اسلام به زور بر ديگران تحميل نمايند امري جداست و به شخص پيامبر و دين اسلام ارتباطي ندارد.
اما در مورد پيامبراعظم در نوشتاري، توضيح مختصري را عرض كرديم. توصيه ميكنيم مجددا با دقت مطالعه شود. آنچه كه واضح است صفت «اعظم» از اسماء و صفات خاص است و نميتوان آن را به هيچ بشري نسبت داد. استفاده از اين لفظ يك غلط فاحش است و اگر پدر مولانا نيز آن را بكار برده باشد، اشتباه كرده است. واقعا عجيب است. ما ميگوييم خداوند طبق آيات قرآن و فرهنگ اسلام و سيره نبوي چنين نامگذاريهايي را جايز نميداند، ديگران ميگويند: فلان شخص اين كار را كرده پس درست است!!!. نه عزيزان؛ اسلام شخصگرا نيست و هيچ حالهي تقدسي براي هيچ كس قايل نميباشد. بهتر است فردگرايي را كنار بگذاريم و با آگاهي يافتن صحيح از دين خود، جلوي هرگونه سوء استفاده از دين و با تقلبات ديني را بگيريم. اشتباه، اشتباه است و فرقي نميكند كه اين اشتباه را پدر مولانا مرتكب شود يا جناب آقاي خامنهأي؛ مگر آنكه قايل به معصوميت اينان باشيم!!.
چندي پيش در اخبار شنيديم كه يكي از شهروندان ساكن افغانستان به دليل گرويدن به دين مسيحيت بازداشت شده و با حكم اعدام روبرو است.
اين افغاني مسلمان، سالها قبل به مسيحيت گرويد و جريان بازداشت و تقاضاي اعدام او به جرم ارتداد از سوي روحانيون و گروههاي مذهبي، توجه رسانههاي گوناگون و سازمانهاي مختلف بينالمللي را به خود جلب كرد.
چون اين گونه مسايل در ايران نيز وجود دارد و بارها شاهد بودهايم كه افراد مختلفي را به جرم ارتداد بازداشت كرده و به اعدام محكوم كردهاند (جدا از اينكه آن احكام اجراء شده يا خير) بر آن شديم تا توضيح مختصري براي كساني كه طالب حقيقتاند بيان كنيم.
در لزوم نقد پذیری حاکم جامعه (جامعه اسلامی)
و اما ای مردم حق من بر شما این است که مرا در پنهان و اشکار نصیحت و یاری کنید و.......................
علی(ع) نهج البلاغه خطبه34
همانطور که از گفته های علی (ع) بر می آید و امروزه لزوم نقد پذ یری و جوابگو بود ن هر مسئولی از پایین تا بالا به مردم جامعه از اصول و مبانی جامعه دمو کراتیک است ما نوع برخورد دیگری را در جامعه با این موضوع مشاهده می کنیم از بزرگترین انتقاداتی که به ساختار قدرت وارد است همین جوابگو نبودن شخص اول به مردمی است که بر انها حکومت میرود کما اینکه ما شاهد نبوده ایم حتی یک بار هم از شخص رهبر انتقادی یا ایرادی یا حتی سوالی شود. حتی ما یک برنامه سوال و جواب یا مصاحبه روزنامه ای نیز مشاهده نکرده ایم و اینگونه در حاله ای از تقدس و غیر قابل انتقاد بودن و کشیدن خط قرمز حول رهبر و پیوند آن با خدا و پیامبر حربه ای برای فرار از جوابگویی است و زمینه را برای اعمال نظرات یک جانبه و گونه ای از دیکتاتوری در لوای دین یا مردم سالاری ایجاد میکند اگر ما به مسئول بودن شخص حاکم معتقد یم به معنای لغوی کلمه که نیز رجوع کنیم مسئول کسی است که مورد سوال واقع می شود و باید نسبت به کارهای خود و زیر دستانش جوابگو باشد نه تنها به خدا بلکه باید به مردم جامعه نیز پاسخ گو باشد تا در فضایی شفاف و قابل اعتماد امورات جامعه اداره شود.
بر گرفته شده از وبلاگ خاکدان
بسم الله الرحمن الرحيم
مدعوين شب گذشته در برنامهي گفتگوي بعد از خبر شبكه 2 سيما، دو نفر از يهوديان سنتگراي شديدا ارتدوكس بودند كه عنوان ميشد از روحانيون مخالف كشور اسرائيل هستند.
ترتيب دهندگان اين برنامه و برنامههاي مشابه، يا از فرهنگ يهوديت اطلاع درستي ندارند، يا تنها در صدد خوراك تبليغاتي براي بينندگان داخلي هستند تا چنين القاء كنند كه مشروعيت اسرائيل حتي از نظر روحانيون يهود نيز زير سوال است. اما به نظر ميرسد كه هر دو مورد صادق است. به اين معنا كه هم ميخواهند خوراك تبليغاتي دهند و هم از فرهنگ يهوديت بياطلاعند. از اين رو برآن شديم تا توضيحي مختصر در اين باره ارايه كنيم.
در برنامهي مذكور مهمانان، خاخام معرفي شدند. اولا اين لفظ اصالتا غلط است و تلفظ و نوشتار درست آن «حاخام - חכם» است نه خاخام. گذشته از اين حاخام لفظ مستعمل غلطي است كه در ايران بكار برده ميشود و لفظ كلي روحاني يهودي «تلميد حاخام- תלמיד חכם» است كه تنها به رهبر مذهبي يهوديان گفته ميشود نه به هر شخص روحاني. روحانيون يهودي از نظر رتبهبنديهاي مذهبي يهود، عبارت است از «راو- רב» و «هاراو هاراشي- הרב הראשי» كه مدعوين محترم جزء هيچ يك از اين رتبهبنديها نيستند. دوما، لباس و آرايش سر و صورت مهمانان نشان از آن داشت كه اينان «حاخام» نيستند، بلكه جزء دستهي كوچكي از يهوديان هستند كه «نطوري قرتا- נטורי קרתא» به معني نگهبانان(پاسبانان) شهر خوانده ميشوند. يعني به هيچ عنوان مسند روحاني در ميان يهوديان ندارند. تشخيص اين موضوع براي غير يهوديي كه آشنايي با فرهنگ و سلسلهبنديهاي روحاني در ميان يهوديت ندارد سخت است، ولي خود يهوديان اين را تشخيص ميدهند. بنا براين ترتيبدهندگان برنامه يا اصلا از اين مسايل آگاهي نداشتند ويا تعمدا، پاسبان را ميخواهند روحاني قالب كنند آن هم براي غير يهودي!!.
از اين گذشته، تمامي يهويان بر اين اعتقادند كه سرزمين فلسطين، سرزمين پدري آنان است و بايد به آن بازگردند. منتها اختلاف در نحوهي بازگشت است.
مهمانان نِطوري قَرتاي شب گذشتهي گفتگوي بعد از خبر شبكه 2 سيما از افراد معدود يهودي هستند كه با ديگر يهوديان در مورد نحوهي بازگشت به سرزمين پدري اختلاف دارند و معتقدند كه تشكيل كشوري به نام اسرائيل بايد به دست منجيشان «ماشيح- משיח» (يعني مسيح)انجام گيرد. اتفاقا اين حضرات بسيار متعصبتر از يهوديان ديگر بوده و علي رغم سينهأي كه براي فلسطينيان چاك ميكنند، اصلا معتقد به حق و حقوقي براي فلسطينيان نيستند و معتقدند تشكيل كشور اسرائيل به دست غير منجي، تنها باعث ميشود كه غير يهويان نيز در آن سرزمين سكنايي داشته باشند. اينان همانهايي هستند كه به ايجاد كشور اسرائيل بزرگ (از نيل تا فرات) معتقدند و از اين رو با ايجاد كشوري به نام اسرائيل در مسافت و مرزهاي كنوني مخالفند. اين مخالفت از اين بابت نيست كه براي فلسطيني جماعت دلسوزي ميكنند، بلكه از آن جهت است كه براي غير يهودي حقي در آن سرزمين قايل نيستند.
اينان همانهايي هستند كه به يهودي ستيزي دامن ميزنند و اگر خوب دقت شود ممكن است دست آنان را در يهودي كشي جنگ دوم جهاني نيز بيابيم. اينان اميد دارند تا حد امكان يهوديان در سراسر دنيا مورد شكنجه و آزار قرار گيرند تا به خيال خود منجيشان ظهور كند و آنان را به سرزمين پدري باز گردانده و غير يهودي را از آن سرزمين بيرون بريزد!.
مشابه اين حضرات را خودمان داريم. طرفداران انديشهي حجتيه، بديل بيمثال اين نگهبانان شهر يهودي هستند. حجتيهها نيز معتقدند تشكيل حكومت اسلامي در دوران عيبت امام معصوم(ع) كاري اشتباه است و باعث عقب انداختن ظهور منجي آخرالزمان خواهد شد. حجتيهها معتقدند كه بايد فساد عالم را بگيرد و شيون از زن و مرد و كودك شيعه به آسمان بلند شود تا امام زمان(ع) ظهور كند و براي آنكه به خيال خود، ظهور امام دوازدهم (ع) را تعجيل بخشند، هر گونه مقاومت و ظلمستيزي را نفي ميكنند و چنانچه دستشان برسد، به ظلم و فساد دامن ميزنند.
امام خميني(ره) با جماعت حجتيه شديدا برخورد كرد زيرا به خطرناكي افكارشان وقوف يافته بود. متاسفانه چنين به نظر ميرسد كه اكنون برخي گرايشات افكار حجتيه در ميان لايههايي از نظام رخنه كرده كه هوشياري مسئولين را ميطلبد. انتشار گفتههايي در برخي محافل مبني بر ظهور امام زمان(ع) در دوسال آينده!!، يك شوخي نيست و ريشه در افكار حجتيهگونه دارد و بايد با آن شديدا مقابله كرد. زيرا كشور و مردم را به ورطهي هلاك و نابودي خواهد انداخت.
مشخص نيست در زماني كه كشور داراي مشكلات عديدهي اقتصادي، سياسي و اجتماعي ميباشد؛ چرا مسئولين نظام بجاي رفع منطقي مشكلات كشور با دعوت از افرادي كه هيچ جايگاه اجتماعي سياسي و ديني در ميان پيروان دين خود ندارند، بر تنشهاي موجود دامن زده، كشور را به سوي بحران سوق ميدهند؟!.
شايد اينگونه تبليغات در داخل كشور اثر داشته باشد. ولي بايد توجه كرد كه دعوت چند شهروند يهودي عادي و قالب كردنش به عنوان روحاني يهودي، در خارج از كشور تاثير نامطلوبي خواهد گذاشت.
جاي بسي تعجب است با آنكه شخصي چون آقاي يوسف همداني كهن، مرجع مذهبي كليميان ايران، در كشور وجود دارد چرا مسئولين فرهنگي و رسانهأي به سراغ افراد متعصب عاديي ميروند تا با جعل عنوان آنان را روحاني معرفي كنند!!؟.
بهتر است مسئولين فرهنگي و رسانهأي كشور در تهيهي برنامههاي فرهنگي، سياسي دقت لازم را مبذول نمايند تا بيجهت مستمسكي به دست رسانههاي خارجي ندهند.
بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
اسلام كلمهاي است كه در مقاطع مختلف زماني مورد استفاده افراد، گروهها و حكومتهاي متفاوتي قرار گرفته. در دوران كنوني نيز اين كلمه توسط افراد، گروهها و دولتهاي گوناگون در گوشه و كنار اين جهان به كرات مورد استفاده قرار ميگيرد. كلمه اسلام بيانگر مجموعهاي از عقايد و دستورات الهي است كه امروزه ما اين مجموعه را در چهار چوب كتاب و سنت تعريف ميكنيم. اما آنچه قابل تامل است اين ميباشد كه چرا اين كلمه و اين مجموعه، تعاريف مختلف و بعضا متضاد دارد. از اين رو قصد دارم در اين جلسه در خصوص اين كلمه به صورت كلي بحثي داشته باشم و انشاءالله در جلسات آينده در خصوص جوانب و جزئيات آن به طور مفصل بحث كنم
بنام كسي كه حق را شناخت و بجاي آورد، عدل را شناخت و برقرار كرد، نيكي را رواج داد و محبت را آموخت
وبلاگ گروه تبليغي صلح براي همه، هنوز دو ماه و اندي از راهاندازيش نگذشت كه مشمول مهرورزي!! قرار گرفت و فيلتر شد.
اين امر نشان داد كه ما در انجام وظيفهي خود كه همانا آگاهي دهي كاربران اينترنتي، كه عموما جوان هستند در حد خود موفق بوديم.
شكي نيست كه ترويج افكار صلحطلبانه واحترام گذاشتن به مخالف و همزيستي مسالمتآميز، بر برخي از كساني كه جز نفرت و كينه، خشونت و تعصب، جنگ و خونريزي و… را طالباند، خوشآيند نيست.
فيلتر كردن وبلاگ گروه تبليغي صلح براي همه ما را بر آن داشت تا با عزمي راسختر در راه ترويج صلح، دوستي و همدلي قدم برداريم. چرا كه زندگي آرام مستلزم دوستي و همدلي است.
به همين منظور اين وبلاگ جديد را راهاندازي كرديم تا با عنايت ايزد منان و همراهي و همدلي شما عزيزان بار ديگر نداي دوستي، عشق، همدلي، احترام و نوعدوستي را سر دهيم.
و تا فيلتر شدن مجدد!! فرياد برآريم كه: بيايم پيش از آنكه عالم باشيم، دانشمند باشيم، كارگر و كارمند باشيم، كاسب و تاجر باشيم، سياستمدار و سياستگذار باشيم، انسان باشيم، انسان باشيم، انسان باشيم.
بگذار تا اين سخن بر هر كوته نظري ناخوشايند باشد.
به اميد پروردگار مهربان و همدلي ياران با محبت، پس از كوتاه مدتي، مجددا فعاليتمان را در اين وبلاگ آغاز خواهيم كرد.
خوش و سر بلند و پيروز باشيد.
گروه تبليغي صلح براي همه
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|