تبليغاتX
گروه تبلیغی صلح برای همه 2
 
 

عیسی در خانه‌ی دو خواهر مومن

یکی از ویژگیهای برجسته‌ای که ما پیرامون شخصیت عیسی در انجیل می‌یابیم، روحیه و شادابی او در شرکت در مهمانیها و پذیرفتن دعوت دیگران (از هر صنفی و سطح اجتماعی‌ای) میباشد. البته، پرداختن به همین موضوع خود نیازمند بررسی‌ای مفصل است.

اما، در این نوشته ما به یکی از همین حضورهای عیسی در مهمانیها میپردازیم، که همانا حضور او در خانه‌ی دو بانوی مومن، مریم و مرتا، میباشد.

«چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانه‌ی خود دعوت کرد. مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرامی‌داد. اما، مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: "‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!" خداوند جواب داد: "مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، حال آنکه تنها یک‌چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد."» (لوقا ۱۰: ۳۸-۴۲) (ترجمه‌ی هزاره‌ی نو)

حال، تفسیری از این آیه را، در قالب یک سری نکات، بیان میکنیم:


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 2  توسط جستجوگر  | 

امان از مذهبیان ریاکار! 

یکی مسائل مهمی که در دنیا وجود دارد وجود عقاید و مذاهب گوناگون است. البته نکات مثبت بسیاری در بیشتر این مذاهب وجود دارند. اما از آنجا که در این دنیا، همواره بدی نیز در کنار خوبی رشد میکند، ناگواریها و بدیهای بسیاری نیز در میان تمام ادیان و مذاهب در دنیا  دیده میشود.

یکی از این موارد منفی‌ای که ضربه‌های مهلکی هم به دین زده است، سوء‌استفاده علما و مذهبیون از اعتقادات مردم است. استبداد و سیه‌روزی‌ای که از این میان نصیب مردم شده است شاید یکی از ناگوارترین فجایعی باشد که بتوان در تاریخ بشریت یادآور شد! بخصوص که این پدیده برای ما ایرانیان امروزی یادآور تلخی‌های بسیاری است که نمونه‌اش را شاید کمتر در سایر نقاط جهان بیبینیم. به همین دلیل است که این مسئله برای ما ایرانیان (از هر طیف و مرامی که باشیم) از اهمیت و برجستگی خاصی برخوردار است.

پیرامون این مهم، ما به‌عنوان مسیحیان ایرانی، بنظر نگارنده، بیش از هر مسیحی دیگری وظیفه داریم تا موضع مسیح و انجیلش را در اینباره دریابیم و به آن عمل کنیم. برگرفته زیر از انجیل لوقا یکی از این موارد است که با هم میخوانیم.

به برگرفته زیر توجه کنید:


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 5  توسط جستجوگر  | 
از موارد جالب در قرآن، دیدگاه این کتاب است نسبت به مسیحیت. بیشتر مسلمانان میپندارند که قرآن مسیحیت را آشکارا محکوم کرده است، که در مواردی البته درست می‌باشد. اما، قضیه به این سادگی‌ها هم نیست.  

در قرآن آیاتی موجودند که مسیحیتی که بر پایه کتاب مقدس استوار میباشد را مسیحیت راستین مینامند. من در این نوشته --مستدل و مستند-- به یکی از این موارد (آیه‌ی ۱۴ سوره‌ی صف) اشاره کرده‌ام. آیات دیگری هم هستند، که --به خواست خدا-- در نوشته‌های دیگری ارائه خواهیم داد. 

**تاکید میکنم که هدف من از این نوشته به هیچ وجه اثبات حقانیت انجیل و مسیحیت نیست. هدف من تنها نشان دادن موضع راستین قرآن نسبت به مسیحیتی است که بر پایه‌ی کتاب‌مقدس استوار میباشد.   


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 3  توسط جستجوگر  | 

عقيده به محرف بودن كتب مقدس تورات و انجيل

علماء اسلامي قايل به محرف بودن كتب عهد عتيق و عهد جديد شده‌اند و مي‌گويند اين كتب آن كتابهايي نيستند كه حضرت موسي(ع) و حضرت عيسي(ع) آورده بودند. در مورد محرف بودن يا نبودن كتب تورات و انجيل مي‌بايست نگاهي اجمالي به تاريخ نگارش اين كتب بيندازيم.
آنچه كه از تواريخ استفاده مي‌شود، تورات بارها به واسطه حملات برخي اقوام همچون بابليان و روميان از ميان رفته و سپس مجددا جمع‌آوري شده است. در خصوص اين كه اين سخنان، با توجه به ادبيات مختلف بكار رفته در اسفار از حضرت موسي(ع) مي‌باشند، علماء اديان تشكيك كرده‌اند. اما آنچه كه مسلم است اين كتاب كه هم اينك نيز جزو كتب مقدس و اساس دين يهوديت و فرق مسيحيت گرديده به سال444 پيش از ميلاد به دست كاهني به نام عزرا نگاشته شده است؛ كه آن متن از آن تاريخ تا به امروز بلاتغيير مانده. در مورد كتاب انجيل، علماء تاريخ اديان با توجه به ادبيات اناجيل، آنان را نوشته‌هايي مي‌دانند كه در بين سده اول و دوم ميلادي تاليف شده‌اند. با بررسي اجمالي در تاريخ نگارش كتب مقدس تورات و انجيل مي‌توان تا حدودي ادعاي محرف بودن آن كتب را اثبات كرد. اما آنچه كه قابل تامل است اين موضوع مي‌باشد كه حضرت محمد(ص) در تاريخ612 يا613 ميلادي مبعوث گرديده و همانگونه كه ذكر شد آخرين باري كه كتاب تورات بازنويسي گرديد به سال444 پيش از ميلاد بوده است. از آن تاريخ تا بعثت حضرت محمد(ص) چيزي حدود1055 سال فاصله مي‌باشد و در اين مدت زمان طولاني كتاب تورات بازنويسي شده به دست عزرا در بين يهوديان جايگاه خود را به عنوان كتاب آسماني تثبيت كرده بود و ديگر نمي‌شد چيزي به آن اضافه يا از‌ آن كم نمود. و همچنين است در مورد انجيل، چرا كه در زمان بعثت پيامبر اكرم(ص) كيش مسيحيت قاره اروپا و برخي مناطق آسيا و حتي برخي كشورهاي آفريقايي همچون حبشه را تسخير كرده بود و كتب انجيل در بين مسيحيان چه محرف چه غير محرف به عنوان يك كتاب آسماني و مقدس پايه و اساس اين كيش را تشكيل مي‌داد. حال اين سوال پيش مي‌آيد كه اين تحريف مورد ادعا در مورد كتب مقدس در چه زماني واقع شده؟ آيا پيش از بعثت يا بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص)؟ اگر بگويم كه پيش از بعثت تحريف شده، كه خداوند عالم در قرآنش سخني به ميان نياورده بلكه مكرر از يهوديان و مسيحيان به جهت رعايت نكردن احكام و دستورات مندرج در آنها انتقاد نموده است. از طرفي در سوره مائده آيه68 يهوديان و مسيحيان را مخاطب قرار مي‌دهد و به صراحت بيان مي‌دارد كه شما از نظر ديني داراي ارزش نمي‌باشيد مگر آنكه تورات و انجيل را به پا داريد. همچنين در سوره انعام آيه154 كتاب تورات را كتابي كامل براي تكميل نفس هر نيكوكار و براي تفصيل و بيان حكم هر چيز و هدايت و رحمت به خلق خوانده است. با چنين تعابيري كه خداوند در خصوص كتب مقدس تورات و انجيل نموده است، ادعاي تحريف پيش از بعثت پيامبر اكرم(ص) منتفي است. يا بهتر است بگويم اگر هم پيش از بعثت اين كتب تحريف شده بود خداوند همين كتب محرف را تاييد كرده و از عمل نكردن به همين كتب محرف انتقاد نموده است. پس بهتر است ما جلوتر از خداوند ندويم. خداوند يكي از دلايل حقانيت پيامبر اسلام را تصديق تورات و انجيل دانسته است. آيا خداوند نبوت پيامبرش را بر اساس محرفات و مجعولات اثبات مي‌كند؟!. البته آيه‌أي در قرآن است كه بيشترين قايلين به تحريف كتب مقدس به آن استناد مي‌كنند و آن آيه79 از سوره بقره مي‌باشد كه مي‌فرمايد: برخي با دستان خود كتاب نوشتند و گفتند كه از جانب خداست. اين آيه مربوط به تورات يا انجيل نيست بلكه منظور كتاب تلمود است. كتاب تلمود در ميان يهوديان جايگاهي مثل كتابهاي توضيح المسايل، در ميان ما دارد. اگر قايل شويم كه اين تحريفات در سنوات بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) انجام شده، ادعايي بي‌مايه و بدون دليل منطقي است. زيرا همانگونه كه گذشت در زمان بعثت پيامبر اكرم(ص) اديان يهوديت و مسيحيت داراي قوام گرديده بودند و كتب مقدس با هر كم و زيادي در متون آنها جايگاهش به عنوان يك كتاب آسماني و مقدس تثبيت شده بود و ديگر كسي نمي‌توانست چيزي به آن بيفزايد يا چيزي از آن كم كند. اينگونه ادعاها را كه برهيچ دليل و منطقي جزء تعصبات و مطلق‌گراييهاي فرقه‌أي استوار نيستند را مي‌توان بر هر چيزي حتي قرآن بار كرد. كما اينكه برخي از به ظاهر عالمان اسلامي چنين ادعاهايي را در خصوص قرآن كرده‌اند. اجازه بدهيد تنها يك حديث از ده‌ها حديث در خصوص تحريف قرآن را ذكر كنم. در كتاب اصول كافي كه از كتب اربعه مي‌باشد و آقايان علماء قايل به صحيح بودن تمامي احاديث آن هستند، در جلد 4 حديث شماره3582 از امام صادق(ع) چنين نقل مي‌كند كه ايشان فرمود: قرآني كه جبرئيل براي محمد(ص) آورده هفده هزار آيه بود. قرآني كه اكنون در دست ماست حدود6547 آيه است، اگر بسم الله اول هر سوره را جزء آيات حساب نكنيم و اگر بسم الله را در هر سوره يك آيه بگيريم مي‌شود6660 آيه. به اين ترتيب به استناد اين حديث چيزي حدود يازده هزار آيه ربوده شده و هيچ كس هم خبردار نشده! پر واضح است كساني كه نسبت به كتاب قرآن چنين ارزشي قايلند و اينگونه اظهار عقيده مي‌كنند نسبت به كتب مقدس ديگر پايبندي نشان ندهند و قايل به اين باشند كه كتاب تورات و انجيل تماما ربوده شده.


كتاب قرآن ناسخ كتب پيشين خود است

علماء اسلامي عقيده دارند كه چون قرآن آخرين كتاب آسماني و كامل‌ترين آنها مي‌باشد به همين خاطر ديگر كتب پيشين كن‌لم‌يكن شده و از درجه اعتبار ساقط است. اولا بايد از اين عزيزان پرسيد كه منظور از كتب پيشين كه قرآن ناسخ آنان مي‌باشد كدام كتبند؟ آيا منظور آن كتبي است كه ربوده شده؟ يا همين كتب محرف موجود؟! دوما اين برداشت و عقيده از چه آيه‌أي از قرآن استنباط شده است؟ در هيچ جاي قرآن آيه‌أي وجود ندارد كه مويد اين عقيده باشد، كه اكنون قرآن اعتبار ديگر كتب مقدس پيش از خود را ساقط نموده است. بلكه برعكس. در هيچ جاي قرآن منكر حقانيت ديگر فرق همچون يهوديت و مسيحيت نشده بلكه طبق آيات97 بقره، 3آل‌عمران، 48مائده و 31سوره فاطر، دليل صداقت و راستگويي حضرت محمد(ص) بر ادعاي رسالتش از جانب خداوند را تصديق كتب مقدس تورات و انجيل دانسته است. اين نمي‌شود كه ابتداء پيامبر بگويد كه تورات و انجيل حقند و درست و بعد بگويد حالا قرآن من تورات و انجيل را ساقط كرده است! اين كه نفي تاييد است و به سياست بازي بيشتر شباهت دارد. پيامبر اكرم(ص) در دوران رسالتش هيچگاه از يهوديان و مسيحيان ساكن عربستان نخواسته بود كه از كتاب و آيين خود دست كشيده و به كتاب و آيين او بگروند. يهوديان و مسيحيان پيش از بعثت حضرت محمد(ص) پيرو دين ابراهيم كه همان اسلام است بوده‌اند و از طرفي وقتي پيامبر كتب تورات و انجيل را تصديق مي‌نمايد و بر آن صحه مي‌گذارد چنان درخواستي نامعقول است. بلكه آنگونه كه از آيات قرآن مستفاد مي‌شود حضرت محمد(ص) از يهوديان و مسيحيان ساكن عربستان اين انتظار را داشته كه به دليل آن كه آنان اهل كتاب و پيرو آيين ابراهيم(ع) و آشنا به معارف و شرايع توحيدي مي‌باشند همانگونه كه او كتاب ديني آنان را تصديق و تاييد مي‌نمايد، آنان نيز كتاب و شريعت او را تاييد نموده در مقابل هجمه‌هاي مشركين ياريش كنند. اما يهوديان و مسيحيان عربستان نيز دچار مطلق‌بيني‌هاي شكلي و آييني بوده‌اند و از ياري نمودن و تاييد مستمر و پايدار او دست كشيده، در نهايت به جنگ با او پرداختند و متاسفانه آن جنگها كه بخاطر مطلق‌بيني‌هاي شكلي بين پيروان محمد(ص) و تعدادي از يهوديان ساكن عربستان واقع گرديده بود، بدون دليل و منطقي درست تاكنون ادامه يافته است. مخلص كلام اين كه قرآن ناسخ كتب پيشين نيست و هيچ آيه‌أي نيز دال بر اين ادعا در قرآن وجود ندارد. زماني كه قرآن چنان عقايدي را در مورد كتب مقدس قايل نيست، ما اگر مسلمانيم نبايد كاسه‌ي داغتر از آش شويم و سخني را بگويم كه مورد تاييد قرآني كه ما بدان معتقديم نمي‌باشد. از اين رو قرآن يكي از شرايط مؤمن مسلمان را عقيده به قرآن و كتب پيشين آن ذكر كرده است.


دفتر آیة الله معصومی تهرانی

  نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385ساعت 4  توسط دوستی  | 

گفتاري از عيسي مسيح، انجيل متا باب بيست و سوم.

آنگاه عيسي آن جماعت [حاضر در معبد سليمان] و شاگردان خود را خطاب كرده گفت: كاتبان1 و فريسيان2 بر كرسي‌ي موسي نشسته‌اند. پس آن چه به شما گويند نگاه داريد و بجا آوريد، ليكن مثل اعمال ايشان نكنيد، زيرا مي‌گويند و نمي‌كنند!. چه بسا بارهاي گران و دشوار را مي‌بندند و بر دوش مردم مي‌نهند و خود نمي‌خواهند آنها را به يك انگشت حركت دهند!. همه‌ي كارهاي خود را مي‌كنند تا مردم ايشان را ببينند. حمايل‌هاي خود را عريض و دامن‌هاي قباي خود را پهن مي‌سازند و بالا نشستن در ضيافتها و كرسيهاي صدر در كنايس3 را دوست مي‌دارند و تعظيم در كوچه‌ها را و اين كه مردم ايشان را آقا آقا بخوانند!.

واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار كه درب ملكوت آسمان را به روي مردم مي‌بنديد، زيرا خود داخل آن نمي‌شويد و [از اين رو] داخل شوندگان را از دخول مانع مي‌گرديد. واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا خانه‌هاي بيوه زنان را مي‌بلعيد و از روي ريا نماز را طويل مي‌كنيد. از آن رو عذاب شديدتر خواهيد يافت. واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا كه بر و بحر را مي‌گرديد تا مريدي پيدا كنيد و چون پيدا شد، او را دو مرتبه پست‌تر از خود وارد جهنم مي‌سازيد.

واي بر شمااي كاتبان و فريسيان رياكار، كه نعناع و عدس و زيره را عشر4 مي‌دهيد و اعظم احكام شريعت يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك كرده‌ايد. مي‌بايست آنها را بجا آورده اينها را نيز ترك نكرده باشيد.

أي راهنمايان كور كه پشه را صافي مي‌كنيد و شتر را فرو مي‌بريد5 واي بر شما أي كاتبان و فريسيان رياكار، از آن رو كه بيرون پياله و بشقاب را پاك مي‌نماييد در صورتي كه درون آنها مملؤ از جبر و ظلم است. أي فريسي‌ي كور، اول درون پياله و بشقاب را طاهر ساز تا بيرونش نيز طاهر شود.

واي بر شما أي كاتبان و فريسيان ريا كار كه همچون قبرهاي سفيد شده مي‌باشيد كه از بيرون زيبا مي نمايد، ليكن درون آنها از استخوانهاي مردگان و ساير نجاسات پر است. همچنين شما نيز ظاهرا به مردم عادل مي نماييد، ليكن باطنا از رياكاري و شرارت مملؤ هستيد.

 

  1. عده‌أي از روحانيون يهود.

  2. فريسيان قشري از به ظاهر مذهبيون يهود بودند.

  3. كنايس جمع كنيسه است. مسجد معبد.

  4. عشر، قانوني است در شريعت يهود مانند خمس در اسلام كه به برخي اجناس تعلق مي‌گيرد.

۵- در شريعت يهوديان چندين چيز خوردنش حرام و ممنوع است. كوچكترين آنها از نظر جسه پشه است و بزرگترين آنها شتر.


دفتر آیة الله معصومی تهرانی

  نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 21  توسط دوستی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM